نگاه توریست ها به جزر و مد زیبای رودخانه کیانتانجیانگ چین
دستبرد یک مرغ دریایی به میز صبحانه ویلایی مشرف به دریا
سیلویو برلوسکنی نخست وزیر ایتالیا در آیین استقبال رسمی از حسنی مبارک رییس جمهور مصر در مقابل کاخ نخست وزیری ایتالیا در رم
سرانجام دوران ویندوز فون 7 با معرفی ۱۰ تلفن هوشمند برای ۳۰ کشور مختلف
آغاز شد. بعد از معرفی رسمی سیستم عامل جدید مایکروسافت برای تلفن های
هوشمند در بارسلونا حالا نوبت معرفی رسمی نخستین سخت افزارها برای پلتفرم
جدید بود.
HTC 7 Surround : یک گوشی 3.8 اینچی با اسپیکر متحرک که برای اپراتور AT&T ارایه می شود.
|
مایکروسافت نخستین گوشی های ویندوز فون 7 را معرفی کرد. هر کدام از این گوشی ها برای اپراتورهای خاصی ارایه شده اند و برخی هم قابل استفاده روی همه اپراتورها هستند. البته توجه داشته باشید که بسیاری از این گوشی ها بعد از آنلاک شدن در تمام اپراتورها قابل استفاده اند. بنابراین احتمالا می توانید منتظر آنها در بازار ایران هم باشید. اینجا کمی بیشتر با نخستین تلفن های هوشمند Windows Phone 7 آشنا می شوید.
این گوشی 3.7 اینچی دارای دوربین 8 مگاپیکسلی با فلش Xenon است. صدای دالبی موبایل و SRS Wow HD برای صدای سوراند مجازی دارد.
پردازشگر آن مانند بسیاری دیگر از تلفن هایی که امروز معرفی شد 1Ghz از نوع
Snapdragon است. رم 512 مگابایت است و ROM معادل 576 مگابایت دارد. حافظه
داخلی 8 گیگابایت و وزن اش 130 گرم است. می توانید روی بقیه امکاناتی که
روی تلفن های هوشمندی فعلی پیدا می شوند هم حساب کنید.
در واقع این گوشی همان HTC HD2 است که با پوسته ای نو به همراه سیستم عامل جدید ویندوز فون ۷ و با اندکی تغییرات عرضه خواهد شد.
این گوشی با قدرت پردازنده ۱ گیگاهرتزی اسنپ دراگون بهمراه ۵۱۲ مگابایت رم و ۱۶ گیگابایت حافظه داخلی حرکت میکند و قدرت خود را توسط صفحه نمایش ۴٫۳ اینچی به نمایش میگذارد.
دوربین ۵ مگاپیکسلی این دستگاه قابلیت فیلم برداری با رزولوشن ۷۲۰ را دارد. وزن این دستگاه ۱۶۲ گرم است و دارای یک باتری ۱۲۳۰ میلی آمپری است. لازم به ذکر است که این دستگاه قابلیت پخش صدا به صورت دالبی را نیز دارد.
این گوشی که مجهز به صفحه کلید کشویی است، بر خلاف دیگر گوشی های کیبورد دار رایج بازار، دارای صفحه کلید به صورت عمودی است.
دل ونیو پرو با در اختیار داشتن صفحه نمایش ۴٫۱ اینچی که دارای رزولوشن WVGA میباشد از تکنولوژی AMOLED بهره میگیرد. این صفحه نمایش بزرگ چند لمسی توسط شیشه ضد خش و ضد ضربه گوریلا گلاس محافظت می شود. علاوه بر این صفحه نمایش، کلید های لمسی جستجو ، ویندوز و بازگشت به چشم میخورد
پشت دستگاه هم میزبان یک دوربین ۵ مگاپیکسلی به همراه فلش و در قسمت بالایی جک ۳٫۵ میلیمتری هدفون به چشم میخورد.درگاه USB هم در گوشه پایین دستگاه قرار گرفته است. قلب تپنده این دستگاه پردازنده ۱ گیگاهرتزی اسنپ دراگون است و دارای ۵۱۲ مگابایت رم میباشد.این دستگاه توسط اپراتور T-Mobile عرضه خواهد شد.
ادامه مطلب ...این یک دوچرخه برقی است که Signa نام دارد. شکل ظاهری زیبایی هم دارد اما اینجا منظور شکل و طراحی اش نیست. بلکه باطری دوچرخه است. برق مورد نیاز این دوچرخه از طریق آب و یک پودر عجیب تولید می شود. این پودر ترکیبی از سدیم و سیلیکون است که با افزودن آب به آن به سرعت وارد واکنش شیمیایی شده و تولید حجم قابل توجهی از گاز هیدورژن می کند. گاز هیدروژن در باتری این دوچرخه تولید برق خواهد کرد. در واقع اینجا یک دوچرخه الکتریکی می بینیم که تقریبا با آب کار می کند.
این باطری به شکل کارتریج ساخته شده و 680 گرم وزن دارد. پس از طی مسافتی حدود 45 کیلو متر نیاز به تعویض این کارتریج است. برق اضافی هم در سلول های باطری ذخیره می شود. چون هیدروژن مصرف شده در باطری نگه داشته نمی شود بنابراین باطری بی خطری هم محسوب می شود.
شرکت سازنده می گوید سعی دارد تا با کار کردن بر روی این ترکیب انرژی برق تولید شده را افزایش بدهد و از آن در تهیه نوعی پودر ویژه سوخت خودرو استفاده کند. البته برای شارژ خودروهای برقی پیدا کردن یک پریز برق کار چندان سختی نیست. اما پیدا کردن ذخیره این پودر و کارتریج های آن در راه فعلا کار آسانی نیست. بنابراین به این زودی منتظر خودروهای الکتریکی که با آب کار می کنند نباشید.
محققان هلندی اخیرا یک شکل جدید از شبکه بی سیم را به نمایش گذارده اند که به آن «شبکه محدوده بدن» یا به شکل مخفف BAN می گویند. این شبکه بی سیم به هر کدام از اعضای بدن فرد یک آی.پی. اختصاص می دهد و این امکان را به وجود می آورد که هر فرد با گجت های اطرافش ارتباط برقرار کند. در یک کاربرد نمونه که در آیندهوون به نمایش گذاشته شده، یک دانگل که به پورت SD تلفن همراه وصل می شود، اطلاعات مربوط به بدن فرد را از این شبکه دریافت کرده و آن ها را روی نرم افزار گوشی آندرویدی نمایش می دهد.
این سیستم به جای بلوتوث، از شبکه رادیویی +nRF24L01 استفاده می کند. با
استفاده از چنین سیستم هایی افرادی که شرایط خاص پزشکی (به طور مثال مشکلات
قلبی) دارند یا ورزشکاران، می توانند با استفاده از سنسورهای زیستی مختلف،
وضعیت بدن خودشان را روی موبایل زیر نظر بگیرند یا آرشیو کنند. برای مثال
یک سنسور روی پوست نصب شده وضعیت قلب را در نظر می گیرد. می توانید روی
تلفن هوشمندتان در هر لحظه از کارکرد قلب یا دیگر اندام ها مطلع شوید. در
عین حال اگر اختلالی در ضربان قلب به وجود بیاید این نرم افزار به صورت
خودکار با یکی از مراکز پزشکی تماس می گیرد.
قبلاً از این اتفاقها افتاده است. مثل فروش برج ایفل به وسیله ویکتور لوستیگ، ملقب به سلطان کلاهبرداران تاریخ!
1- ویکتور لوستیگ (Victor Lustig)
سلطان کلاهبرداران تاریخ، مردی که برج ایفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده دنیا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بیش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در کشور آمریکا، مردی که میتوانست زیرک ترین قربانیانش را نیز گول بزند، در سال 1890 در بوهمیا (کشور کنونی چک) در یک خانواده متوسط به دنیا آمد و در سال 1960 به آمریکا رفت.
سالی که بازار سهام به شدت رشد میکرد و به نظر میرسید که همه روز به روز پولدارتر میشوند و لوستیگ آنجا بود که از این موضوع و حماقت ذاتی آمریکاییها سود برد.
در سال 1925 و پس از انجام چندین فقره کلاهبرداری بیعیب ونقص و پرسود، ویکتور به فرانسه و شهر پاریس رفت و در آنجا شاهکار خود را اجرا کرد. فروختن برج ایفل!
ایده این کلاهبرداری بعد از خواندن یک مقاله کوچک در روزنامه به ذهن ویکتور رسید. در این مقاله آمده بود که برج ایفل نیاز به تعمیر اساسی دارد و هزینه این کار برای دولت کمرشکن خواهد بود.
دینگ! زنگی در سر ویکتور صدا کرد و بلافاصله دست به کار شد. ابتدا اسناد و مدارکی تهیه کرد که در آنها خود را به عنوان معاون ریاست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامههایی با سربرگهای جعلی، شش تاجر آهن معروف را به جلسهای دولتی و محـرمانه در هتل کــرئون (Creon) که محلی شناخته شده برای قرارهای دیپلماتیک و مهم بود، دعوت کرد.
شش تاجر سر وقت در سوئیت مجلل ویکتور حاضر بودند.
ویکتور برای آنها توضیح داد که دولت در شرایط بد مالی قرارگرفته است و تأمین هزینههای نگهداری برج ایفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراین او از طرف دولت مأموریت دارد که در عین تألم و تأسف، برج ایفل را به فروش برساند و بهترین مشتریان به نظر دولت تجار امین و درستکار فرانسوی هستند و از میان این تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئنترین افرادند. ویکتور تأکید کرد به دلیل احتمال مخالفت عمومی، این مسئله تا زمان قطعی شدن معامله مخفی نگه داشته خواهد شد.
فروش برج ایفل در آن سالها زیاد هم دور از ذهن نبود.
این برج در سال 1889 و برای نمایشگاه بینالمللی پاریس طراحی و ساخته شده بود و قرار بر این نبود که به صورت دائمی باشد. در سال 1909 برج بهخاطر اینکه با ساختمانهای دیگر شهر همچون کلیساهای دوره گوتیک و طاق نصرت هماهنگی نداشت، به محل دیگری منتقل شده بود و آن زمان وضعیت مناسبی نداشت.
چهار روز بعد خریداران پیشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه کردند. ویکتور به دنبال بالاترین رقم نبود، او از قبل قربانی خود را انتخاب کرده بود؛ مردی که نامش در کنار ویکتور در تاریخ جاودانه شد! بله: آندره پواسون.Andre Poisson
در بین آن شش نفر، آندره کمسابقهترین بود و امیدوار بود که با برنده شدن در این مناقصه، یکشبه ره صدساله را طی کند و کلاهبردار باهوش به خوبی متوجه این موضوع شده بود.
ویکتور به آندره اطلاع داد که در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحویل برج در هتل آماده امضاست.
اما همانطور که تاجر عزیز میداند، زندگی مخارج بالایی دارد و او یک کارمند ساده بیش نیست و در این معامله پر سود با اعمال نفوذ خود توانسته است ایشان را برنده کند و...
آندره به خوبی منظور ویکتور را فهمید! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پواسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ایفل شد!
فردای آن روز وقتی آندره و کارگرانش به جرم تخریب برج ایفل توسط پلیس بازداشت شدند، ویکتور لوسینگ کیلومترها از پاریس دور شده بود. در حالی که در یک جیبش پول فروش برج بود و در جیب دیگرش رشوه!
2-هان ون میگهرن (Han Van Meegeren)
نقاش و کپیکننده آثار هنری، باهوشترین و زبردستترین جاعل تابلوهای نقاشی، مردی که سر نازیهای آلمانی کلاه گذاشت، مردی که اگر کلاهبردار نمیشد، بیشک یکی از مهمترین نقاشان قرن بیستم بود، در سال 1889 در هلند به دنیا آمد.
از کودکی عاشق رنگها بود و در جوانی با تأثیر از نقاشیهای دوره طلایی هلند، تابلوهای زیادی خلق کرد.
اما منتقدان، آثار او را بیروح و تقلیدی و تکراری نامیدند و میگهرن سرخورده از این برخورد و برای اثبات تواناییهایش به منتقدان تصمیم گرفت که آثار بزرگان دوره طلایی همچون فرانس هالس (Frans Hals) و ورمیه را کپی کند.
میگهرن با پشتکار زیاد فرمول رنگهای قدیمی و نحوه ساخت بومهای آن زمان را پیدا کرد.
او کار را شروع کرد و آن قدر ماهرانه این کار را انجام داد که تیزبینترین کارشناسان نیز از تشخیص بدلی بودن آثار ناتوان بودند و میگهرن با اطمینان کامل، در نقش یک دلال، تابلوهایش را بهعنوان آثار کشفشده دوره طلایی به مجموعهداران و گالریها فروخت. در همین دوران بود که اروپا درگیر جنگ جهانی دوم شد.
یکی از مشتریان پر و پا قرص او، مارشال گورینگ از سران درجه اول حزب نازی آلمان بود که علاقه فراوانی به آثار نقاشان هلندی داشت و تعداد زیادی از کارهای میگهرن را به مجموعه خود اضافه کرد.
اما زمانه بازی دیگری را در سر داشت. آلمانها در جنگ شکست خوردند و میگهرن به جرم فروش میراث فرهنگی هلند به نازیها بازداشت و در دادگاه متهم به خیانت به وطن شد که مجازاتش اعدام بود.
میگهرن در دادگاه واقعیت را ابراز کرد، اما هیچکس حرفهایش را باور نکرد. تابلوهای جعلی در دادگاه توسط کارشناسان مورد بازبینی قرار گرفت و همگی بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند.
هیچکس باور نمیکرد کسی بتواند با چنین دقت و ظرافتی این آثار را جعل کند. میگهرن از دادگاه درخواست کرد که وسایل مورد نیازش را در اختیارش بگذارند تا در حضور همه، یکی از آثار دوره طلایی را جعل کند!
میگهرن از اتهام خیانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنری به زندان محکوم شد و چند سال بعد درگذشت.
میگهرن بهعنوان یک کلاهبردار در کار خود موفق بود، اما مشتری اصلی او گورینگ از او زیرکتر بود. اسکناسهایی که گورینگ در ازای تابلوها به میگهرن میداد همگی تقلبی بودند!
3- فرانک ویلیام آباگ نیل (Frank William Abagnale)
صاحب کلکسیونی از انواع کلاهبرداریها، قاضی، خلبان، جراح و استاد دانشگاه!
و کسی که زندگیاش دستمایه ساخت فیلم «اگه میتونی منو بگیر» (Catch Me If You Can) شد، در سال 1948 در آمریکا به دنیا آمد.
وقتی او 14 ساله بود، پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند و این ضربه روحی بزرگی برای فرانک بود.
دو سال بعد از خانه فرار کرد و به نیویورک رفت و در آنجا بود که فهمید برای امرار معاش چارهای بهجز کلاهبرداری ندارد.
پس از مدت کوتاهی او به یکی از حرفهایترین جاعلان چک بدل شد و چنان در کار خود مهارت پیدا کرد که هیچ بانکی قادر به تشخیص جعلی بودن چکهای او نبود.
فرانک برای آنکه بتواند بدون پرداخت پول بلیت با هواپیما سفر کند، با جعل کارتهای شناسایی و مدرک خلبانی، خود را به عنوان خلبانخط هوایی پانامریکن جا زد و از امتیاز خلبانها برای مسافرت مجانی استفاده کرد.
این موضوع لو رفت، اما قبل از آنکه دست پلیس به او برسد، به شهر جورجیا فرار کرد و با هویت جعلی تازهای، به عنوان یک دکتر در یک آپارتمان ساکن شد.
ااز قضا در همسایگی فرانک یک دکتر واقعی زندگی می کرد و به فرانک پیشنهاد داد تا در بیمارستان شهر، مشغول به کار شود و فرانک این پیشنهاد را پذیرفت و 11 ماه به عنوان متخصص جراحی اطفال در آن بیمارستان به درمان بیماران پرداخت!
پس از آن به شهر لوئیزیانا رفت و با جعل مدرک حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلی لوئیزیانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط یکی از فارغالتحصیلان واقعی هاروارد شناخته شد، اما قبل از آنکه دستگیر شود، از آنجا به ایالت یوتا گریخت و با جعل مدرک دانشگاه کلمبیا، در دانشگاه بریگام در رشته جامعهشناسی شروع به تدریس کرد!
او سرانجام در سال 1969 در فرانسه دستگیر شد و زمانی که پلیس فرانسه این موضوع را اعلام کرد، 26 کشور خواستار محاکمه او در کشورشان شدند!
فرانک به آمریکا منتقل شد و در آنجا به 12 سال زندان محکوم شد، ولی پس از گذراندن پنج سال آزاد شد.
فرانک آباگ نیل هماکنون بهعنوان کارشناس خبره جعل اسناد و چک با پلیس آمریکا همکاری میکند و با تأسیس شرکت آباگنیل و شرکا به بانکها نیز مشاوره میدهد!
سیدنی.جی.هریس نویسنده ای سرشناس و واقع گراست
که رموز برنده شدن را در میدان زندگی می شناسد و برای موفقیت در آن
راه های ساده ای پیشنهاد میکند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگی خود انتخاب کرده اید
و تاکنون فرصت مطالعه کتاب “برنده و بازنده” این نویسنده را نداشته اید
خلاصه این کتاب می تواند راهنمای خوبی برای شما دوستان باشد
برنده متعهد میشود
بازنده وعده میدهد
برنده ای که مرتکب اشتباه میشود، میگوید: اشتباه کردم.
بازنده ای که مرتکب اشتباه میشود، میگوید: تقصیر من نبود.
برنده بیش از بازنده کار انجام میدهد، و در انتها باز هم وقت دارد.
بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمیتواند به کارهای ضروری بپردازد.
برنده به بررسی دقیق یک مشکل می پردازد.
بازنده از کنار مشکل گذشته، و آن را حل نشده رها میکند.
برنده میگوید: بیا برای مشکل راه حلی پیدا کنیم.
بازنده میگوید: هیچ کس راه حلی را نمیداند.
برنده می داند به خاطر چه چیزی پیکار میکند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید.
بازنده آنجا که نباید، سازش میکند، و به خاطر چیزی که ارزش ندارد، مبارزه میکند.
برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد.
بازنده می گوید : “متاسفم“، اما در آینده اشتباه خود را تکرار میکند.
1. چرا تو خونه 40 متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
2. چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع ها به هم
رحم نمیکنن؟
3. چرا تو شهروند چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
کالباس
بنابر شواهد عینی زایدات گوشت و گوشت های غیرقابل استفاده برای ساخت
سوسیس و کالباس استفاده می شود ، قرمزی درون کالباس از گوشت تاج خروس
است (زیر دندان خود حس کرده اید؟)
گوشت گاو به گفته بو علی سینا عامل 16
بیماری مهلک می باشد که اولین آن سرطان و دوم آن مالیخولیا و سومی آن
بواسیر می باشد. جنون گاوی ویروس و میکروب نیست بلکه پروتئین گاو است.
گوشت مرغ و ماهی پرورشی با هورمون ها هستند که عوارض متعدد به بار می
آورند
تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پیدایشش:
در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او در نامهای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستادهایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر که جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساختهاند که دو طرف با مهره های خود با هم میجنگند و هر کدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز میشود.» و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت که باجگزار ایران باشد.
فلسفه پیدایش
در ادامه متن . . . . . . .
1. درس
نخوانید. هیچکس از درس خواندن به جایی نرسیده به جز علی دایی
2. از کودکی معاملات زمین و مسکن را جدی
بگیرید، همه که قرار نیست از دزدی به جایی برسند
3. یک پدر پولدار برای خود دست و پا کنید. از همان روز اول در
بیمارستان با تطمیع پرستار و یک جابجا کردن ساده ی دستبندهایتان یک عمر
آسوده باشید، بگذارید برای یک بار هم که شده یک بچه مایه دار دنبال
معنویت بدود
4. اگر پدرِ پولدار نشد لااقل یک زن یا
شوهر مایه دار برای خود دست و پا کنید. یادتان باشد فیلم های هندی و
آبگوشتی را برای شما ساخته اند و هنوز که هنوز است فلاسفه بر سر مفهوم
عشق و زیبایی با هم دست به یقه اند اما بر سر مفهوم پول کسی شک ندارد
5. حتی اگر خال زشتی هم روی صورتتان دارید با «محمد رضا شریفی نیا» طرح
دوستی بریزید. هر ماه، پنج فیلم از شما اکران می شود و یک شبه از الافِ
محله «قازقُل آباد» تبدیل به سوپراستار دست نیافتنی می شوید
۶. اگر حتی توی بیابان های جاده ی قم یا
در اعماق کویر نمک یک تکه زمین دارید دیگر لازم نیست کاری بکنید ، ثروت
و موفقیت در چنگال شماست
۷. لازم نیست پدربزرگ خیلی پولداری برای خود تهیه کنید. کافیست فقط یک
خانه ی کلنگی حوالی شاسکول آباد داشته باشد، بسِ تان است. اول پدربزرگ
مهربان را به خانه ی آخرت راهنمایی کنید. سپس خانه را بکوبید و با چند
فرغون بتُن، پی ریزی کنید و چند تا ستون لاغرتر از گردن مرتاض های هندو
را هم عَلَم کنید و تیغه بزنید و آن را متری (قیمت پایه) یک میلیون و
سیصد معامله کنید. همیشه به خاطر داشته باشید در زلزله تهران خشک و تر
با هم می سوزند و هرچه بسازید« کُن فیَکون » خواهد شد پس خرج بیخود
نکنید
۸. تولیدی «خنزر پنزر» بزنید. مثلا زیر
کفش بسازید نه خود کفش. کفش را چینی ها می سازند
۹. در یک شرکت دولتی استخدام شوید. از هرکس به دستتان رسید پله ای
بسازید و پله پله بالا، بالاتر و به ملاقات خدا بروید به آنجا که
رسیدید یادتان نرود روی ماه خدا را ببوسید. در ضمن به یاد داشته باشید
کسی که نخواهد بالا برود غیرمستقیم قبول کرده نردبان این و آن باشد
۱۰. در مسابقات فوتبال سالنی جام رمضان
شرکت کنید و هرچیز و هرکس را که دیدید «دریبل» بزنید. توجه داشته باشید
که برای کار تیمی به کسی پول نمی دهند. برای مطالعه بیشتر در این خصوص
فیلمهای علی کریمی را ببینید
۱۱. اگر هیچ هوش و استعدادی ندارید لااقل کُشتی بگیرید. برای فتیله پیچ
کردن یا اجرای «سَگَک دوبل» که نباید استعداد خدادادی داشت، «خر زور
بودن» کفایت می کند. یکی دو سال کشتی بگیرید بعد کاندیدای شورای شهر
بشوید
12. در خیابان استاد نجات اللهی، مغازه ی
فروش کارت تبریک های ژیگولی و عروسک پشمالو بزنید. از فروش قبل از روز
«وَلِنتاین» به نان و نوایی می رسید
13. آرم طرح ترافیک دولتی جعل کنید و دانه ای پانصد تومان آزاد بفروشید.
وقتی هم گند قضیه درآمد راست راست برای خودتان در اداره راه بروید و به
چشم همکارانتان زُل بزنید، آنقدر زل بزنید که آنها به خودشان شک کرده و
در پایان وقت اداری خود را به اولین پاسگاه کلانتری معرفی نمایند
آیا میدانستید آنهایی که از نظر احساسی بسیار قوی به نظر میرسند در واقع بسیار ضعیف و شکننده هستند ؟
آیا میدانستید در برخی از مارها، زمانی که دارند طعمه ای را هضم میکنند، حجم قلبشان تا چهل برابرافزایش میبابد؟
اگر
شما در کم کردن چربی قسمت میانی بدنتان ناموفق بوده اید،
خبرهای خوبی برایتان داریم!
دیگر احتیاجی به رژیم های سخت برای لاغر شدن و کم کردن
چربی اطراف شکم نیست.
کلید اصلی این کار در چربی مفید در روغن حیوانی و گیاهی
است.
با داشتن این برنامه غذایی که برایتان در نظر گرفته ایم میتوانید
چربی های اضافی را از بین ببرید.