X
تبلیغات
رایتل

بازارچـــــه ی رودبنــه ای

داستان کوتاه

مردی در کنار رودخانه‌ای ایستاده بود.

ناگهان صدای فریادی را ‌شنید و متوجه ‌شد که کسی در حال غرق شدن است.

فوراً به آب ‌پرید و او را نجات ‌داد...

اما پیش از آن که نفسی تازه کند فریادهای دیگری را شنید و باز به آب ‌پرید و دو نفر دیگر را نجات ‌داد!

اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک می‌خواستند ‌شنید ...!

او تمام روز را صرف نجات افرادی ‌کرد که در چنگال امواج خروشان گرفتار شده بودند ، غافل از این که چند قدمی بالاتر دیوانه‌ای مردم را یکی یکی به رودخانه می‌انداخت...!

تبادل لینک طراحی سایت - طراحی سایت تبادل لینک - تبادل لینک مدل لباس (عکسباز) - بزرگترین وب سایت مدل

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service